تبليغاتX
اســـرار

خشم ، اعصبانیت ، عکس العمل... اره درسته این سه کلمه که پشت سر هم قرار میگیرند

 

وقـتـی خشمگین می شیـم و بـا اعصبـانیت از خـودمـون عکس العمـلی نشـون مـی دیم و...

 

شاید خشم و اعصبانیت هر دو  یک معنی داشته باشه و دارن . امـا از این ها گذشته ، بعضی

 

وقت ها شنیدن یک حرف ، انجام یک حرکت ، یک برخورد در یک لحظه  باعث می شه ما

 

 از خومون یک حرکتـی نشـون بدیم . امـا در جـواب هر کـدوم از این ها ، آیا بایداز خودمون

 

عکس العمل نشون بدیم ؟یا نه؟ خیلی باید سعی کرد که بشه در یک لحظه یک تصمیم درست

 

 بگیریم و برخورد مناسب و منطقی داشته باشیم .اما بهتره که از خود یک حرکتی نشون بدیم.

 

نذاریم این  خشم بر ما غلبه کنه و اثر منفی در ما ایجاد کنه ؛ باید خشممون رو نشون بدیم؛

 

تا بعد از این که عکس العملی نشون ندادیم پشیمون نباشیم که اگه این کار رو می کردم...

 

ولی بهتر که خشم رو بصورت درست ابراز کنیم . تا نه از انجامش احساس پشیمانی کنیم نه

 

 از  انجام ندادنش ولی هر چیزی ممکنه واین به خود ما بر می گرده.

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 0  توسط سحر | 

انسـان آفریده شد تـا زندگـی کنه ، تا با خوب زنـدگی کـردن شکـر خدا رو بـه جا بیاره . انسان شد

 

 اشرف مخلوقات . از فرشته ها سر تر شد . فرشته ها بهش تعظیم کردن. یکی از فرشته ها بهش

 

تعظیم نکرد و شد دشمن انسان . اسمش شد شیطان . وقتی این انسان خاکی پا گذاشت به زمین

 

 خیلی چیزها رو یادش رفت . یادش رفت یک روز باید برگرده از همون جایی که اّمده . آفریدش

 

رو فراموش کرد . این که چه وظایفی داره ؛ چـون  شیطـان شد بهترین دوستش . همه چیز بـراش

 

یک معنی دیگه پیدا کرد .عشق،محبت و دوست داشتن رو با یک دید دیگه می دید .با دوستی شیطان

 

 خیلی  بالا رفت ، اّنقـدر بالا که همه رو کوچیک می دید . دستور می داد و امـر می کرد . حکم صادر

 

می کرد و پةا رو از حـد خـودش فراتر می ذاشت . همه چیـز رو مـی خـرید و یا به زور تحمیـل

 

می کرد . خیلی ها رو به خاطر خودش زیر پا گذاشت و از خودش دور کرد تا به اون بالا بالاها برسه .

 

 دیگه نمی تونست کاری بکنه چون شده بود خود شیطان اون هم رانده شده بود . دیگه جایی نداشت .

 

راه برگشتی نداشت . شد خدای خودش . همه چیز تو خودش خلاصه شد و بس .....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 0  توسط سحر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
آن کـــس اســت اهــــل

بشارت که اشارت داند

نکتـه هـا هست بسی،

محـرم اسـرار کجاست؟

نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
پیوندها
تنهــا بهــونـه
نــوید عــزیــز
بــاران عشق
دوستت دارم
آتش عشق
مـــن و تــــو
هیچ اداب و ....
بـــارانـــکـــده
اشک های ....
بـیـد مـجنـون
کلبه تنهایی من
ستاره دنباله دار
ستاره های سربی
تک ستاره ....
کــاغــذ کـاهی
یک گاز تجربه
کوهــســتـــان
باران عشق
اطلاعات عمومی
نسیم عاشقی
من پناهنده عشق ...
کلبه شادی
حرفای نگفته
مســافــر
سفــرنامــه
دلم شکست بی وفا
خزان بهار زندگیم
صـــوفــــی
نوشته های محرمانه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

کد آهنگ در وب نوا

 


www.irLearn.com