![]() |
![]() |
|
|
نگرانی ، ترس ، دلهره ، شـادی ، لذت بردن ، همه این کلمات پر معنی و عمیقی هستن که همه ما آدم ها این حس ها رو به نحوی تجـربه کردیم . بعضی وقتی ها در هنگام خوشحالی می ترسیم و نگـرانیم . در بهتـرین لحظـات زندگـی که باید ازش لذت ببریم دچـاره دلهره ایم . این ترس و نگرانی همیشه وجود داره . همیشه نگران لحظه ای هستیم کـه نیومده ، تو شادی واقعـاً شـاد نیستیم . انطـور که بایـد از لذت های زندگی لـذت نمی بـریم . چون می ترسیم و نگرانیم از آینده ای که هنوز نیومده . سعی کنیم در همین لحظه اکنون که در اون هستیم زندگی کنیم . فقط جلوی پامون رونگاه کنیم ؛ البته گاهی وقت ها لازمه ، سرمون رو بالا بیارم و دورتر رو ببینیم و دوبار به جلومون نگاه کنیم ؛ چون این حـال کـه آینده رو می سـازه پس بهتره که هر چیزی سر جای خودش باشه . در شادی ها واقعا شادی رو تجربه کنیم و ترس و نگرانی و دلهره که همیشه مـانع درست فکر کردن و درست تصمیم گرفتن می شه از خودمون دور کنیم . تا از اکنون بتونیم با اندیشه درست در لحظه اکنون آینده ای روشن برای خودمون داشته باشیم .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 1 توسط سحر |
|
|
سلام به همه بنده های خوب و با صفای خدا ، به همه آنهایی که شادن و شادی رو هدیه می کنن ، دلاشون بزرگ و خنده هرگز از روی لباشون پاک نمی شه .نمی ذارم غم رو دلاشون بشینه . با غم نمی جنگـن تا برش غلبه کنن با هاش دوست می شن و با شـادی آشتیش مـی دن . یک سلام می کنم بـه اون بنده هـایی که با غـم دوست شدن و شـادی رو از یاد بـردن ؛ شـادی رو اسیر و غمگینش کـردن . نمی ذارن این غم از دلشون بیرون بیاد و اون هم شـادی رو تجربه کنه ، اگه همیشه سعـی کنیـم شادی های دلمون رو با دیگران قسمت نکنیم ، این شـادی همینطـور تو دل مـا خـونه می کنه و افسرده می شه و تبدیل می شه به غم .شادی هاتون رو داد بـزنیـن و جشن بگیرن ؛ برای شاد بودن دنبال بهانه بگردین و دیگران هم شریک کنید و خدا رو شاکـر باشین که این قدرت و این نعمت رو در شما به وجود آورده پس مثل همیشه شاکر نعمت های اون باشیم و شکرش رو به جا آوریم . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 23 توسط سحر |
|
|
خدایا یک بار دیگه با تمام وجودم به تو سلام می کنم ، هر وقت دلم می گیره ، هر موقع که سوالی دارم که بی پاسخ می مونه تنها تویی که می تونی به من کمک کنی و حرف دلم رو بهش بزنم.خدایا یک بـار ازت پـرسیدم اما بـاز بی جواب و سر درگـم موندم ، خدایا ازت پرسیدم معشـوق کیـه؟ عشق چیه ؟عـاشق شدن چطوریه ؟ چـرا دیگه وقتـی از عشـق می گن تو چشماشون برق نیست ،تو کلامشون صداقت نیست ، همه به این عشق ها دل بستن . همه خودشون رو عاشق می دونن . اما خیلی ها این وسط با وجـود دل پاکشون با وجود احساش زیباشـون گـول می خـورن و بـازیچـه دیگران می شن . خدایا بنده هات رو در پناه خودت بگیر. راه درست و عشق واقعی رو بهـشون نشون بـده ، دل هـای پـاک کـه عشق واقـعی رو تـو خـودشـون جا دادن کمکشون کـن تـا ازشون سوء استفـاده نشه ؛ دل های سـاده محـبـت می کنند و عشق می ورزنو درقبالش این رو از دیگران می خوان . این خواسته زیادی نیست . در قبال محبت های خـالصانه آنها . خدایا تو که عشق پاک رو تـو دل هـا جـا دادی راه رسیـدن بـه عشـق حقیقی رو بهشـون نشـون بـده و مـثل همیشـه همراهشون باش . همه ما به سـوی یک معشـوق در حـرکتیـم . و به خاطر همینِ که عشق رو تو دل ها گذاشتی . می دونم که هر کسی باید خودش این راه رو پیدا کنه و اگه کسی مسیرش رو گم کرد راهنمایش می کنی ، خدا تو یاری دهنده همه بندها خوبت هستی چون همه رو خوب و پاک آفریدی .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 10 توسط سحر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
آن کـــس اســت اهــــل
بشارت که اشارت داند نکتـه هـا هست بسی، محـرم اسـرار کجاست؟ |
|
RSS
|