![]() |
![]() |
|
|
همیشه سعـی می کنیم بـه دیگـران کمک کنیم ، انگـار یک جورهـایی خودمـون رو در قبـال دیگری مسـؤول می دونیم و سعـی می کنیـم به اون نـزدیک بشیم و اعتمـاد اون رو به خودمـون جلب کنیم ؛ اصـرار داریم کـه به حرف ما رو گوش بده و به اون عمل کنه ! خیلی برامون مهمه ، انقدر مهـم که اگر اون طرف تغییرات رو که ما دوست داریم در خودش ایجاد نکنه . احسـاس پوچی و شکست می کنیم ولی شاید اصلاً نیازی به این تغییرات نداره و از شـرایط خودش راضی باشه . ولی اگر ما بر این باوریم و می دونیم که می تونیم به اون کمک کنیم پس باید راه رو عوض کرد؛ هر کاری یک راهی داره و برای کمک به دیگران بایداز راهش وارد شد بعضی وقتها تنها گذاشتن یک نفر برای این که خودش مشکل خودش رو حل کنه می تونه یک کمک بزرگ باشه . هرگز دنبال این نباشین که کمکی که می کنین باید خیلی بزرگ باشه ؛ بعضی وقت های یک جمله کوتاه یک حرف می تونه خیلی تأثیر گذار باشه .کسی که از خدمت و کمک کردن به دیگران احساس لذت و آرامش می کنه باید بدونه که هر گز نباید نا امید شد. انسان خدمتگذار یک انسان واقعی ، که احساس داره و آدمیت در درون اون زندست .
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 13 توسط سحر |
|
|
در مسیـر زنـدگـی ، از تـولـد تا مـرگ ، همه مـا در حـرکتیم ، به کـدامین سو و برای رسیدن به کجا؟ در زندگـی مـا ، همیشه یـه یک چیزی هستش که خیلی اهمیت داره اون هم اعتقادی که ما داریم ، اعتقـادی کـه در مسیـر سـرنـوشت ما تأ ثیر زیادی داره ؛ ین اعتقاد تا حدی هستش که در رفتـار ما اثر می ذاره و به نوعــی شخـصیت و بـاورهای ما رو می سـازه . خداوند از ما می خواد بـا اعتقاد صحیح و درست در مورد زندگیمون بیشتر تفکرکنیم و بهترین شکل عمل کنیم.مهم ترین چیزی این که ، ما خودمون رو نیک بدونیم و به این توجه کنیم که از چی آفریده شدیم و چه کسی ما رو آفریده و چه توانـایی هایی در ما قرار داده . اگه ما خودمون رو بشناسیم می تونیم خـدا رو بشناسیم . ما باید آفرینش خودمون رو بی هدف ندونیم و زندگی دنیـایی خودمون رو فرصتی برای تعالی و تکامل خود بدانیم و بتونیم در اصل ، روح خـودمـون رو از این جهـان مادی رها کنیـم . خـدا رو همیشه و در هر حالتی ناظـر بر کـارهـامـون بـدونیم و باید قبول کنیم که خداوند هیچ بنده ای رو بی هدف نیافریده ؛ همه ما وظایفی در قبال هم داریم و مهم ترین وظیفه رو ما در مقابل آفریننده خود داریم .پس به وظیفمون خوب عمل کنیم تا هرگز شرمنده اون نباشیم .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 9 توسط سحر |
|
|
وقتـی بعـد از یک بـارون ، از پشت پنجـره مه گرفته بیرون نگـاه می کنید ، وقتـی هنـوز قطره های بـارون از شـاخه هـای درخت ها چکـه می کنـه ، نگـاهتـون رو به طـرف آسمـون می چرخُنید و می گین خـدایـا شکـرت ، شکـر خـدایـی که نعمت هاش رو در همه حال در اختیـار مـا قرار داده . بـارون خدا ، بـارون رحمت خـداست بر دل های مـا تو این فصل سرمـا ، تـو فصل سرمای دلِ ما تا بیدار بشه و به خـودش بیاد ، یک بیـداری ابدی و همیشگی تا هرگز به خواب نره وقتی بـاران بر دلی می باره ، ابـرهـای اون دل یـواش یـواش دور می شن و کنـار می رن . بـذارین بعـداز یـک بـارش الهـی ابرهـای دلتـون کنار برن و نور امید رو بـه خودتون راه بدین . نگاهنون رو از زمین به آسمون بلند کنید و خدا رو به خاطر همه خوبی هاش شکر کنید چشم دلتون رو باز کنید. با دلتون ببینید و با عقلتون جلو برین. عشق بورزین و عشق دریافت کنید . تا همیشه مورد لطف و رحمت خدا قرار بگیرین . رحمتی که بی پایان ، فقط یک دل می خواد که صاف و آفتابی باشه
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 8 توسط سحر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
آن کـــس اســت اهــــل
بشارت که اشارت داند نکتـه هـا هست بسی، محـرم اسـرار کجاست؟ |
|
RSS
|