X
تبلیغات
اســـرار

تـا حــالا دروغ گـفتین ، بــه کـی ؟ به دوستــاتـون یـا بـه خودتـون . اصلــاً دروغ چیـه ؟

 

چرا باید گفتـه بشـه؟وقتـی دروغ می گیـن چـه حسـی داریـن . خوشحـالین یـا نه دچار

 

عذاب وجدان می شین ؟ یا شاید هم فکر می کنید کـار خوبی داریـن انجام میدین و

 

از این کار لذت می برین . لذت از چی؟ از اینکه طرف رو  بـذاریـن سر کار یا اینکه

 

نه خودتون رو طور دیگه ای جلوه بدین،اونی که نیستین و دوست دارین باشین. ولی

 

آخر عاقبت دروغ گفتن چیه؟چی می شه وقتی همه فهمید که اونی نیستین که بودین .

 

یـه بهــانـه جـور مـی کنین ، دوبـاره یـه دروغ دیگـه ولــی دیگـه حــرفـات رو کسـی بـاور

 

نمــی کنــه حتی اگــه راست بگــی ولــی اون نمی دونــه کــه خدایی هست که نمی ذاره

 

بنده هاش رو گــول بـــزنی اون بنـده هــاش رو در پناه خودش می گیره،یه دروغگو

 

نمی دونــه کـه بیشرین ضرر و خودش می بینه ، آدم های دروغگو پیش خدا جایی

 

ندارن ، خدا دوستشون نداره . انهــا تنهــا هستند ، هـمـه ازشــون فـاصه مـی گـیرن ،

 

دروغگوها خیانت کارن و یه روزی رسوا می شن البته اونها الانش هم پیش خدا رسوا

 

هستند ولـی نمی خـوان متوجـه بشن ، وقتـی نزذ بندهای خدا رسوا شدن انوقته که

 

می فهمن که دیگه تنها هستن خیلی تنهان. انها حتی خوشون هم ، خودشون روقبول

 

ندارن چه برسه به دیگران . آیا راه برگشت دارن ؟ چطوری ؟

 

                             

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 9  توسط سحر | 

خدایا مهربونم سـلام ، آره دوباره منم ، منی که جز تو کسی رو ندارم که به سوالاتم جواب بده .

 

دوباره امدم پیشت البته با یه سـوال ، امدم جوابش رو فقط از خودت بشنـوم . می خوام بدونم

 

عشق چیـه ؟ عـاشقی یعنـی چی ؟ می خـوام بـدونـم معشوق کیه؟ حس عاشق بودن چطوریه ؟ مگه

 

نه این  عـاشق همشه در پـی معشوق می ره و همه سعی خودش رو می کنه تا معشوقش ازش

 

راضی باشـه یه عاشق دلش بزرگه، خیلی بزرگ،کار عاشق ، عشق ورزیدن ، اما پس معشـوق کیه؟

 

آیا معشقوق هم یه عاشق که دنبال معشوقش می ره، اینطوری همه عاشقَن،ولی این وسط بین

 

این همه عاشق،معشوق اصلی کیـه ؟ایـن همه عاشق که هر کدوم دنبال معشوق می گردن ، آیا

 

واقعاً معشوقشون رو پیدا می کنند؟خدایا مگه تو دل همه بندهات نور عشق رو قرار ندادی تا یه روز

 

این نور به طرف خودت برگرده، اما عشق ها چرا اینطـوری شدن چرا همه دل هـا معشوق اصلی

 

خودشون رو گم کردن ، چرا عشق ها زمینی شدن ؟ چرا حتی عشق های زمینی هم معنی خودشون

 

رو از دست دادن.عشق ها زود گــذر شـده ، دل هـا کوچیک شده،عشق بـی معـنی شـده ، خدایا من

 

 ازت می خـوام کـه بهـم کمک کنـی تا مسیر گـم شـده خـودم رو پیدا کنم ، خدایا می خوام دوباره نور

 

 عشق رو تو قلبم قرار بدی تا با تمام وجود به سوی تو برگردم ، چون معشوق اصلی ...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 9  توسط سحر | 

خدایا خوبم بـاز سلام . بازم این بندت رو به تو کرده بـا دلـی پر از غصه ، وقتی غصه ش می گیره

 

فقط خودتی که می تونه آرومش کنی . فقط می تونه حرفاش رو با تو راحت بزنه . خدایا می دونی

 

که خیـلی دوست دارم ، مـی دونـی که همیشه به یـادتم ، درستـه گاهی وقتها شیطنتم گل می کنه و

 

خطـایی مـرتکب مـی شم . ولی بـاز بسوی خـودت بـر مـی گـردم ، تو بخشنده ای و می دونم من و

 

می بخشی . خـدایـا امـدم پیشت با یک دنیـا حـرف ، یه دنیـا سـوال. خـدایـا رو بـه درگـاه تـو می کنم،

 

دلم خیلی گرفته ست ، خـدایا تـا کی باید چوب سادگیم و صداقتم رو بخورم . چرا آدم ها از بنده های

 

ساده و صادق خوششون نمی یاد.چرا زود کنار گذاشته می شن ؟ به جرم کدامین گناه ؟ گناه صداقتشون!

 

یا گنـاه سـادگیشـون! چـرا دلشـون رو مـی شـکنن ؟ چـرا خـردشـون مـی کنـن ؟ خـدایـا خوبم من دیگه

 

عادت کـردم ، دیگـه  گلـه ای نمی کنـم چـون تـو رو دارم ، تـویی کـه همیشه بـا منـی ، و من رو تنها

 

نمـی ذاری انهـا کـه دلم رو شکستن ، انـهـایی کـه من رو خرد کردن ، فقط به خودت می سپارمشون.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 11  توسط سحر | 

 

  لحظـه ای ، خـامـوش خـواهم شـد و به خانه باز خواهم گشت.فقط خاموش باش !  به هیچ

 

 قانونی نیاز نیست . فقط بگـذار درس امروز ، تو را ورای تفکر دنیا ببرد  و نگرشت را

 

 از دیدگــان جسم رهـا کند. فقط خاموش باش و گوش بسپار! هنگامی که لحظه ای  خاموش

 

شـویـم ، ذهـن ما از حـالتـی بهـرمند می گـردد کـه گویی بهشتی  کامـل در میان مشغله های

 

 دنیاس  این احسـاس در خانه بودن است ، زیرا در آن لحظـه خـاموش یک بار دیگــر به

 

مکان آرامش و عشقی بازگشتـه ایم که در کانون قلبمان قرار دارد و آنجا خانه حقیقی ماست .

 

در تـربیـت مجـدد ذهن باید به یادآوریم حتـی برای یک لحظـه خاموش شدن را ارج بگذاریم

 

 و آرامشی را که در آن خامـوشــی حضــور دارد، احسـاس کنیـم.امـروز به خـود یـادآوری می کنم

 

  که لحظه ای خاموش شـوم، زیرا می خواهم  موهبت ذهنی برخوردار از آرامـش را تجربه کنم .

 

       در اعماق درونـم ، همه چیـز کـامل و آماد است تـا از طریـق من به دنیـای بـیـرون بـتـابـد  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 8  توسط سحر | 

بشـر جزیی از کـل است که جهـان نام دارد . این جزء محدود به زمان و مکان است

 

بشر ، خودش و افکار و احساساتش را به صورت جدا از دیگران درک و تجـربـه می کنـد .

 

ایـن جـدایی نـوعی توهم است مربـوط به قـوه ی بینـایی است که از آگــاهی انسـان

 

سرچشمه می گیرد .چنین توهمی برای ما زندانی می سازد و محدودمان می کند تا فقط

 

بـه آرزوهـا و خـواستـه هـای خـود بپـردازیم و به نزدیـک تـریـن انسان های اطرافمان

 

محبت کنیم . وظیفـه ما ایـن است کـه بـا گستـرش دادن قلمرو مهربـانی و همدردی ،

 

وجـودمـان را از ایـن زنـدان آزاد کنیـم و تمـام مـوجـودات زنـده و کـل طبیعت را بـا

 

همه ی زیبـاییش بـاز بپـذیریم . هیچ کس نمی تـوانـد ایـن کـار را کامل انجـام دهـد اما

 

 تلـاش برای انجـام دادن چنین کـاری بـرای انسـان،آزادی به ارمغـان مـی آورد و

 

آرامـش و آسایش را درونش می کارد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 7  توسط سحر | 

تــا حــالا شـده احسـاس کنید از خدا دور شـدیـن ، حس کردیـن از چیـزهـایـی که بهش اعتقـاد داشتین

 

 فـاصـله گـرفتین ،تــا حالا شده دیگران رو نصیحت کنید و براشون دلیل و برهان بیـارین ولی خودتون

 

بهش عمل نکنید . چرا ما بـاید به چیز هایی که اعتقاد داریم و باورش داریم خودمون عمل نکنیم ولی

 

 این  انتظار رو داشته باشیم که دیگران  به حرف ما گـوش کنند و بهش عمـل کنند . تازه  وقتی هم

 

 می فهمیم که به حرف ما گـوش نـداده بهمـون بر می خوره؟ چرا باید به اعتقاداتمون پـایبند نبـاشیـم .

 

 چرا فکر ما ، ایده ما باید برای دیگران باشه؟ چرا خودمون بهش عمل نکنیم؟ تا کـی بـایـد فقط بـرای

 

دیگران حرف بزنیم . آیا وقتی حرف می زنیم ته دلمون چه حسـی داریم ؟ اونی که داره حرف ما رو

 

می شنـوه چه حسی داره ؟ اگه دوست دارین حرفامون ، توی دل دیگـران اثـر کنـه پس باید خـودمـون

 

 هم مرد عمل  بـاشیم اون موقست که می تونیم روی دیگران تأثیر داشتـه باشیم نه که بنشینیم تـا یه

 

 نفر دیگـه بیاد ایـن هـا رو به ما گــوش زد کنــه و تازه اون موقع ما به خودمون بیام و ببینم چقدر از

 

خودمون از اعتقاداتمون دور شدیم . به خودمون  بیام فاصله مون رو با خدای خود نزدیکتر کنیم تا اون

 

هم همیشه تو کارهامون ما رو یاری بده و با کمک اون بتونیم روی اعتقاداتمون پایند باشیم و هرگز از

 

 اونی که دوست داریم باشیم  فاصله نگریم .

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 11  توسط سحر | 

فـرق آدم و فرشتگـان در اين است که  فـرشتـه وقتی جمـالی را مشـاهده مـی کنه فقط در تحسيـن و

 

 ستـايشش بر می آد مثل  اینکـه يک نفـر يه تابلـوی زيبـايي را ببينه یا یک صاحب جمالی را ببینه و فقط

 

 آن را ستـايش کنـه امـا طـالب اون نباشه . این میشه فرشـته. مثل فرشتگان که فقط جمال خداوند را

 

 می بینند و فقط ستـایش مـی کنند . امـا آدم علـاوه بر اینکه وقتی یک جمال و زیبایی را می بینه نه تنها

 

  ستایش می کنه بلکه خواهان اون هم مـی شـه و مـی خـواد که اون مـال او بـاشـه . علـاوه بــر ستـایش

 

   بـه آن عشـق هـم پیـدا میکنه . این میشه آدم . خـداوند وقتی که خودش را به فرشتگان عرضه کرد عشقی

 

 ازآنهـا دریـافت نـکرد. فرشتگـان فقط تسبیح خـداوند را مي كـردند بـرای همین هـم خـدا به آنهـا فـرمـود

 

 حالا  چیزی می آفرینم که شما نمی دانید و آنگاه آدم را خلق کرد که هم تسبیح می کرد و هم عاشق بود.

 

 و خدا با خلقت آدم مي خواست كه جمال خودش را مشاهده كنه. و سپس خدا تمام معاني و نامها را به

 

آدم آمـوخت سپس آنهـا را بـر فرشتگـان عرضه نمود و فرمود اگر راست مي گوييد از اسامي اينها به من

 

 خبر دهيد . گفتند منزهي تو ما را جز آنچه خود به ما آموخته اي هيچ دانشي نيست . البته تـویی‏ دانا و حکیم .

 

 فـرمـود : ای آدم ! تو نامهای آنها را به اینها بگو . چون آدم‏ نامهای آنها را گفت ، خداوند گفت : من

 

 به شمـا  نگـفتم کـه مـن از نهـان و سرّ آسمـان و زمین آگـاهم ؟ آنچه شمـا ظـاهـر سـازید و آنچه پنهان

 

 داریـد همـه  را مـی‏دانـم .آدم بود که اسماء فـرشتکــان را به آنها آموخت . این آدم بود که زماني استاد

 

فرشته بود و حالا چقدر زشته که همین آدم شاگرد شیطان بشه. آنوقت فرشتگان با خود چگونه فكر مي كنند.؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 9  توسط سحر |